امشب دلم حال و هوای کربلا و بقیع را
کرده.راستشو بخواهید یاد شبی که در کربلا روبروی حرم امام حسین (ع) در صحن باب
القبله نشسته بودم و مشغول خواندن زیارت جامعه کبیره بودم ، افتادم. الان که بیشتر
فکر می کنم سه شنبه شب بود و بعد از دعای توسلی که با کاروان در بین الحرمین
خوندیم ، می خواستم یکم تنها باشم . برای همین تصمیم گرفتم که برم در صحن و یک جای
خلوت پیدا کنم. اگه به سمت قبله بیاستیم ، درست گوشه سمت راست صحن باب القبله رفته
بودم . جای همتون خالی .
اگه مشهد رفته باشید حتما حجره هایی که
دور تا دور صحن ها قرار دارند را دید.در آنجا هم یک چنین حجره هایی وجود داشت و من
رو به حرم و روی یکی از پله های یکی از همین حجره ها نشسته بودم و مشغول خواندن
زیارت جامعه بودم.
الحمدالله و خدا را شکر که اولین زیارت
جامعه ای بود که به آن صورت می خوندم. راستشو بخواهید با همه زیارت جامعه هایی که
خونده بودم فرق داشت.درک و فهمم نسبت به فرازهای زیارت یک طور دیگه بود و چیزهای
جدید می فهمیدم.از طرف دیگه وقتی نگاهی به حرم امام حسین می کردم ... واقعا یادش بخیر
ولی بچه ها ، فکرشو بکنید من می خواستم
یک چنین زیارت جامعه ای را در بقیع بخونم !
بچه ها شما به من بگید ، من اونجا چطور
می تونستم چنین کاری انجام بدم ؟؟ خیلی حسرت می خورم که چرا نتونستم آنجا زیارت جامعه
بخونم.ولی هنوز اون زیارتهایی که با عقیل در بقیع خوندم را فراموش نمی کنم. وقتی
با همون زبان عربی روضه حضرت زهرا(س) را در بقیع می خوند ، وقتی به خاک های بقیع
قسم یاد می کرد ، احساس عجیبی داشت.انشاءالله بعدا براتون از عقیل بیشتر براتون
تعریف می کنم.(عقیل شیعه ساکن مدینه ، از اقوام شیخ عمری رهبر شیعیان مدینه)
امشب شب ولادت کریم اهل بیت ، امام حسن
مجتبی (ع) است.قبل از افطار در تلویزیون کسی داشت می گفت که :
"کسی داشت به امام حسن(ع) نگاه می
کرد، امام حسن(ع) به آن شخص گفت که چرا به من به این صورت نگاه می کنی ؟آن شخص در
جواب گفت که اسب خیلی قشنگی دارید. امام حسن(ع) همان لحظه از اسب پایین آمدند و
اسب را به آن شخص دادند."
بچه ها، می دونم که وقتی به مزار امام
حسن (ع) و ائمه بقیع نگاه می کردید اشک در چشم هاتون حلقه می زد و زیر لب مشغول
زمزمه بودید. امشب هم به یاد اون نگاه های قشنگتون از کریم اهل بیت چیزهای خوب و
ماندگار بخواهید
برای همه دوستاتون خیلی دعا کنید
+ نوشته شده توسط سید یاسر حسینی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت
22:35 |